خرید بک لینک
معرفتشناسی (یا شناختشناسی)، دانش و فنی است که به مطالعه شناخت، امکان، شیوهها، ابزار، منابع و منافع و دیگر مباحث مربوط به آن و یا به بررسی شاخههای مختلف دانش بشری پس از تولد و رشدشان، و با هویت جمعی و تاریخیشان، میپردازد. معرفتشناسی امروزه به صورت یک دانش مستقلی میباشد که تعاریف مختلفی برای آن ارائه شده است. این اصطلاح، در زبان انگلیسی دو ریشه دارد: نخست «Epistemology» و دوم «Theory of knowledge».«علم» به عنوان یک حقیقت وجودی، از دو حیث مورد بررسی واقع میشود؛ نخست جنبه وجودی و هستی شناختی آن، که مربوط به خود علم بوده و به بحث از سنخیت علم و... میپردازد و هیچ ارتباطی با واقع ندارد و دوم جنبه حکایتگری علم و معرفت است که در این حالت ارتباط علم با واقع (واقعنمایی آن) و امکان رسیدن به واقعیت و مطابقت با آن و... مورد نظر است. بخش نخست بر عهده «هستیشناسی معرفت» و بخش بعدی -که محل بحث ماست- بر عهده «معرفتشناسی» میباشد. + نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۱ساعت 14:31&nbsp توسط دکتر نقی سنائی  | 

برچسب: نویسنده: کوروش طاهری تاريخ: چهارشنبه 13 مهر 1401 ساعت: 21:24

1- معرفت مطلق:اگر معرفت، از آن جهت که معرفت است (معرفت مطلق) موضوع این علم قرار گیرد و احکام آن مورد بررسی واقع شود در این صورت «معرفتشناسی عام» (معرفتشناسی مطلق) پدید میآید2- معرفت مضاف:اگر معرفت از جهت اینکه ویژگی و متعلق خاصی دارد، مورد بررسی قرار گیرد (معرفت مضاف) در این صورت از آن تعبیر به «معرفتشناسی خاص» (معرفتشناسی مضاف) میشود نظیر معرفتشناسی دینی، معرفتشناسی اجتماعی، معرفتشناسی عرفانی، معرفتشناسی اخلاقی و....مراد از «معرفتشناسی» در این مقاله، معنی «عام» آن میباشد و اهدافی که برای این علم ترسیم شده است، ارائه طریقی برای رسیدن به یقین و معرفت بوده و غایت دیگر آن، پاسخ دادن به سؤالات اساسی انسان هاست از جمله اینکه مثلا «آیا میشود به شناخت واقعیت رسید؟» «از کجا بدانیم که معلومات ما مطابق با واقع هستند؟» و....روش رسیدن به این غایات، «تعقلی - منطقی» است؛ چرا که شخص معرفتشناس با معرفت، مواجهه تعقلی دارد. + نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۱ساعت 14:34&nbsp توسط دکتر نقی سنائی  | 

برچسب: نویسنده: کوروش طاهری تاريخ: چهارشنبه 13 مهر 1401 ساعت: 21:24

معرفتشناسی یکی از شاخههای مهم فلسفه است (البته در معرفتشناسی معاصر غرب، اکثر مباحث معرفتشناسی بر مباحث فلسفی منطبق است.) که مقدم بر دیگر شاخههای آن میباشد زیرا سایر شاخههای فلسفه در صدد کسب معرفت هستند در حالی که باید قبلا به این سؤال پاسخ داده شود که آیا معرفت دست یافتنی است؟ و اگر دست یافتنی است تحت چه شرائطی میشود به آن رسید (توجیه باور)؟ و.... پس همانطوری که همه علوم نهایتا به معرفتشناسی میرسند فلسفه هم در مبانی و طرح مسائل و... نیازمند معرفتشناسی میباشد.یکی دیگر از مباحث مربوط به این حوزه، مباحث «فلسفه معرفت» است که شامل دو بخش میباشد: هستیشناسی معرفت و معرفتشناسی. در بخش نخست به بررسی وجود شناختی «معرفت» پرداخته میشود که یک نوع نگاهی فلسفی به معرفتشناسی میباشد و شامل مباحثی از این قبیل است: آیا علم، امری وجودی است یا ماهوی؟ جوهر است یا عرض؟ ملاک تقسیم علم چیست؟ اقسام علم کدامند؟ ارتباط علم و عالم و معلوم چگونه است؟ و... اما در بخش بعدی، مسائلی از قبیل امکان معرفت، مطابقت آن با واقع، منابع معرفت و... مورد بررسی واقع میشوند که همان حیثیت معرفتشناختی «معرفت» است.البته ناگفته نماند که در گذشته بدلیل عدم تفکیک و مرزبندی بین دو علم فلسفه و معرفتشناسی، همه مباحث فوق تحت مباحث فلسفی مطرح بود. + نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۱ساعت 14:37&nbsp توسط دکتر نقی سنائی  | 

برچسب: نویسنده: کوروش طاهری تاريخ: چهارشنبه 13 مهر 1401 ساعت: 21:24

صفحه بندی